سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

85/7/1
7:50 عصر

آیا نگاه به آفریقا تامین کننده منافع ملی است ؟

بدست حسن یوسفی در دسته

در سالهای اخیر این سئوال همواره مطرح بوده است که آیا نگاه به آفریقا در سیاست خارجی جمهوری اسلامی در چارچوب منافع ملی ایران است ؟ یا اقدامات هرچند اندک انجام شده در سالهای اخیر بی فایده و بی ثمر بوده است .

در پاسخ به این سئوال دو دیدگاه وجود دارد . دیدگاه نخست که به گروهی از کارشناسان حوزه آفریقا تعلق دارد ، با تاکید بر اهمیت قاره آفریقا از ابعاد مختلف سیاسی ، اقتصادی  و ژئوپلتیک ، بی توجهی ایران به این قاره  را نوعی تهدید منافع کشورمان می دانند . این درحالی است که برخی دیگر از کارشناسان معتقدند که ایران مسائل و مشکلات فراوانی دارد و حضور در آفریقا  در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران جایگاه چندانی نباید داشته باشد .

برای درک بهتر از صحت هر کدام از دیدگاهها  ِ ابتدا کافی است به تعامل قدرتهای صنعتی با کشورهای قاره آفریقا در سالهای اخیر توجه کنیم .

امریکا به عنوان کشوری که در سیاست خارجی خود تسلط بر منابع نفتی جهان را در اولویت قرار داده است ، برنامه زمانبدی شده ای را برای حضور در قاره آفریقا طراحی کرده و در سالهای اخیر نیز اقدامات گسترده سیاسی ، اقتصادی ، نظامی و حتی امنیتی را برای زمینه سازی اجرای این برنامه اغاز نموده است . بطوریکه حتی بسیاری از کارشناسان ارائه و اجرای طرحهای نظامی – امنیتی که بخشی از آنها به بهانه مبارزه با تروریسم در آفریقا عملی شده اند را در راستای حفاظت از منابع نفت و راههای انتقال این ماده از این قاره به بازارهای جهانی می دانند . البته حضور آمریکا در قاره آفریقا تنها به نفت منتهی نمی شود ، بلکه کاخ سفید در سالهای اخیر تلاش کرده به نوعی در تمام صحنه های سیاسی و اقتصادی آفریقا نیز حضوری چشم گیر داشته باشد .

در طرف مفابل کشورهای اروپایی نیز که بسیاری از آنها سابقه استعماری در قاره آفریقا دارند ، با اینکه به دلیل این سابقه با مشکلاتی در این قاره روبرو هستند ، اما می کوشند جایگاه خود را در کشورهای آفریقایی که زمانی حیاط خلوت آنها به شمار می رفتند ، حفظ کنند . انگلیس در قالب جامعه کشورهای مشترک المنافع که بسیاری از اعضای آن آفریقایی هستند به تلاشهای خود جهت می دهد . در اجلاس اخیر سران این جامعه که در مالت برگزار شد ، بیشتر مباحث به کشورهای آفریقایی اختصاص داشت و مجموع مباحث نشان داد که انگلیس به عنوان سازمان دهنده این جامعه بیشتر به دنبال چه مسائلی است . در عین حال تونی بلر نخست وزیر انگلیس نیز طرحی را برای توسعه آفریقا ارائه کرده که به نوعی ابتکار عمل لندن را در آفریقا تضمین می کند . فرانسه نیز مانند انگلیس البته کمی فعال تر ، حضور خود را در قاره افریقا سامان داده است . فرانسه علاوه بر جامعه کشورهای فرانسه زبان " فرانکوفونی "‌ ، اجلاسهای سران افریقا – فرانسه را طراحی کرده است .

با اینکه این واقعیت غیر قابل انکار است که  در سالهای اخیر بسیاری از بحرانها در قاره آفریقا به دلیل رقابتهای کشورهای خارج از قاره شکل گرفته است که به نوعی منافع بلند مدت خود را در آفریقا در معرض خطر دیده ویا به دنبال کسب منافع جدید بوده اند ، اما قدرتهای صنعتی در کنار این رقابتها طرحهایی را برای تعامل بهتر با کشورهای آفریقایی ارائه کرده اند . البته در کنار کشورهایی که حضور در قاره افریقا را حق خود می دانند و در برابر حضور دیگران نیز مقاومت می کنند ، قاره افریقا شاهد حضور کشورهای دیگری مانند هند، چین، مالزی، برزیل، ژاپن و .. بوده است .

اکنون با نگاهی با تعاملات کشورهای جهان با قاره آفریقا ، آیا حضور نداشتن ایران در این قاره تهدید کننده امنیت ملی ایران نیست ؟

شاید استفاده از یک مثال پاسخ مناسبی برای این سئوال باشد . اوایل سال شمسی جاری قطعنامه پیشنهادی کانادا درباره نقض حقوق بشر در ایران  در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل به 76 رای موافق در مقابل 51 رای مخالف برای بررسی در صحن مجمع به تصویب رسید . این درحالی است که 191 کشور در این کمیته حق رای داشتند که 46 کشور به این قطعنامه رای ممتنع دادند . از این 46 کشور ، 35 کشور آفریقایی بودند که اگر آنها موافق ایران رای می دادند ، به طور قطع رای به نفع ایران می شد . همزمان با ارائه طرح ضد ایرانی کانادا ، اتحادیه اروپا نیز قطعنامه ای را درباره نقض حقوق بشر در منطقه دارفور سودان برضد دولت این کشور به کمیته سوم مجمع عمومی ارائه کرد . این طرح که 77 رای موافق داشت به دلیل رای قاطع و مشترک 53 کشور عضو اتحادیه آفریقایی و همکاری سایر کشورهای جهان سوم با 88 رای مخالف به تصویب نرسید و از دستور کار مجمع خارج شد . با اینکه مجموع کشورهای اتحادیه اروپایی توان و رایزنی بسیاری را برای تصویب پیشنهاد خود اعمال کردند ، اما ناموفق بودند .

درصورتی که ج . ا . ایران نیز می توانست با دیپلماسی فعال خود رای مسکوت کشورهای آفریقایی را به نفع خود به جریان درآورد ، به طور قطع منافع ملی ایران تامین می شد و کانادا به عنوان تنها کشور آشکار پیشنهاد دهنده قطعنامه ضد ایرانی ناکام می ماند . اکنون بهتر می توان درباره اینکه فقدان حضور فعال ایران در قاره آفریقا ، تهدید کننده منافع ملی است ، قضاوت کرد .